گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

+مُشتی نوشته..! به زبان گُل نِگار..!به تایید ناخواسته کیبورد..
به ترنم زیبای گُل ها..!
وصدای نَفَس فرشتگان..!
زیر بآران بی حساب عشِق!
.
.
+قضاوت ممنون:)

پیوندهای روزانه

در تبعید نَنِشستن ...

جمعه, ۱۱ آبان ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ب.ظ

آدمیزاد زود عادت میکنه!به چی ؟ به یجا موندن.به آدمها به خیلی چیزا.

این البته بستگی به آدم اش داره...یوقتایی خیلی هم دیر عادت میکنیم!

برای همین گاهی دلمون میخواد همیشه اطرافمون غرق سکون خاصی بشه

به نظر من یکی از دلایلش تنبلیه! یکی دیگه هم ترس.

امشب موقع شام خوردن بازم رفتم سراغ حساب کتاب های ذهنی ام...مردد

:گلی فردا شب خوابگاهی و دیگه خبری از دست پخت خوشمزه مامان نیست.

: شب حرف زدن با مهی

:بازی آمیرزا و شوخی با مامان

:شیطنت های فندق و یوقتایی اسب سواری رو مخت!

:دغدغه های جالب و خاص بابا و درگیری راجع به خرید ماشین این روزها

:گلی عیب نداره سه شنبه شب برمیگردی.

:نمیشه که اونموقع هوا خیلی تاریکه.بدتر از اون سوز داره و بدتر تر که باید شنبه برگردم دوباره و احتمالا امتحان زبان دارم.

:گلی غذات رو بخور از دهن افتاد.قدر همین الان رو بدون.

فردا وپس فردا و روزهای دیگه قرار نیست که تو رو جایی تبعید کنند!

قرار نیست شکنجه ات کنند!

آدمیزاد اگر به سکون عادت کنه ، دیگه هیچ چیزی براش لذت بخش نیست. و از تموم کارهای دنیا [ ولو شدن رو بیشتر دوست داره]

بعد هم آروم آروم غرق میشه!

پاشو دختر به خودت بیا.زندگی رو هر اتفاق که با اتفاق دیگه فرق داره هیجان انگیز میکنه.

هرروز جدید.

هرمکان جدید.

با نشستن فقط میشه گندید.

+دارم میرم شهر خوابگاهی. به خودم گفتم اونجا هم اگه تونستم مطلب بذارم و بنویسم:)

حقیقتا دلم برای اتاق خوشگلمون و رفت آمدهای همسایه بغلی تنگ شده

شبهای شرلوک هولمزی و:)

بریم که داشته باشیم آغاز هفته قشنگ دیگه رو.

فردا هم بعد دو جلسه غیبت میرم کلاس زبان . بچه ها بزرگ شدن فکر کنم:)

فُتو لوکیشن: رضوانشهر -گیلان

تابستان97

  • گُل نِگار

تلاش های یک میرزابنویس : فرام یو اِس آ

پنجشنبه, ۱۰ آبان ۱۳۹۷، ۰۴:۰۳ ق.ظ

حدود هفتاد تا هشتاد درصد   فیلم زندگی امروز من زبان اصلی بود!

خب شوربختانه انقدری گرمای پتو و خواب چسبید که لنگ ظهر بلند شدم!

تمام سعی ام رو کردم که بخاطر پر خوابی ام خلق بقیه رو تنگ نکنم ! موفق بودم...بی تقصیر

حتی امروز سرخودم کمتر غر زدم!

نهایتا بعد صرف نهار با سرعت نور و برای اینکه به خودم بگم : گلی یه هفته نرفتی دانشگاه ولی ببین چه خوب استفاده کردی!

چونکه حسرت این جمله تو دلم نمونه مثل چی پریدم سمت کتاب زبان!

×آقا همه ریدنیگ ها رو خوندم!

×کلی سایت آموزش زبان رفتم و فیلم های کوتاه زبان اصلی دیدم!

×کتاب امریکن اکسنت رو استارتش رو زدم!

×در اتاق رو بستم و دفتری که واژگان جدید رو مینویسم گذاشتم جلوم و قشنگ یه ساعت مینیمم!!!!!!!! حرف زدم!

وسطش هی اعصابم خرد میشه که اه چرا زبان رو ول کردی !

عه چرا کلمات یادت رفته!

خلاصه اون وسطا تیر بارون کردم خودمو! مردد

دست آخر ساعت 23 بود![حتی خوب یادمه 23:23] که شروع کردم نوشتن!

با همین خط خرچنگ قورباغه ای انگلیسی ام و هر چرت و پرتی رسید به مغزم با کلمات جدید نوشتم!

الان هم از خودم و عملکرد امروزم راضیم! فقط هنوز تو گرامر میلنگم! خنده

گرامر WISH !!

خلاصه اگه کسی هست راهنمایی کنه بسی مسرور میشم.!

راستی دوست داشتید بگین از چه اپلیکیشن ها و چه سایت هایی برای تقویت زبان استفاده میکنید.؟:)

چه کتابی تو کلاس زبانتون تدریس میشه؟ چه کارهایی باحالی میکنید برای تقویت زبان و فلان..!

تلاش های یک میرزابنویس : فرام یو اِس آ

+یادم افتاده چقدر عکس و خاطره دارم!وقت میکنم اپلود کنم و پست بذارم؟ خسته نمیشید؟

  • گُل نِگار

امشب سوزدار...

چهارشنبه, ۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۳:۲۳ ق.ظ

40 صفحه کتاب خوندم.

آبجی حواسش نبود و بخاری رو کامل خاموش کرد! این خوشایند منه!

این حس که انگشتای دستت یخ زدن، جوراب و سویشرت پوشیدی و بعد غرق میشی زیرگرمای پتو.

میتونه حالم خیلی خوب بشه اگه فردا زود بیدار بشم و حداقل بزنم بیرون و هوای پاییزی شهر رو ببینم!:)

  • گُل نِگار

عالیجناب فصل هایم

سه شنبه, ۸ آبان ۱۳۹۷، ۰۲:۵۵ ق.ظ

یکی از دلایلی که شبهای پاییز دیر خوابم میبره! اینه که:

حیفم میاد شب و سرمای میلح پاییزی رو از دست بدم

موجه نیست

منطقی نیست

ولی تقصیر منم نیست:)

+میگما شما دلتون نمیخواد از خونه برید بیرون وقتی برگشتین یه نت کوتاه قشنگ مثل همونی که شاملو برای آیدا نوشت ،ببینید؟؟

کاش ببینید

اگه هم ندیدید شما خودتون برای کسی بنویسید

همونقدر ادبی همونقدر پر حس...

تصدقتان.

گل نگار ِ پس از ماه ها برگشته.

  • گُل نِگار

درمان

دوشنبه, ۱۴ خرداد ۱۳۹۷، ۰۷:۲۹ ب.ظ

بنابر نظر سنجی دوتا وبلاگ رو یکی میکنم

پس خدمتتون هستیم با یه وبلاگ جدید و کامل و آغازی دیگر...

+ دوستانی که آدرس میخواهند اعلام کنند

چون بنابه دلایلی آدرس رو عمومی نمیذارم:)

+درخدمتیم

+التماس دعا

  • گُل نِگار