گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

+مُشتی نوشته..! به زبان گُل نِگار..!به تایید ناخواسته کیبورد..
به ترنم زیبای گُل ها..!
وصدای نَفَس فرشتگان..!
زیر بآران بی حساب عشِق!
.
.
+قضاوت ممنون:)

آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۹/۲۴
    New
پیوندهای روزانه

۱۲ مطلب با موضوع «حس خوب» ثبت شده است

پاییز...

پنجشنبه, ۳۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۱:۲۲ ق.ظ

وَ شروع این فصل دوست داشتنی ...!

آذرماه برفی 95 ویک عدد گل نگار:تصویر

دارم میرم خوابگاه:))

+ عرض تبریک خدمت ِ دانشجوهای بیانی گلمون..آرزوی موفقیت برای تک تکتون ^_^

  • گُل نِگار

چای بلالی آتیشی:)

يكشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۶، ۰۴:۲۸ ب.ظ

دیگه از زندگی به غیر از _نخ دندان_ چی میتونی بخوای اخه!؟:)

[جمع و جورتر(کلیک)]

  • گُل نِگار

🌸:)

شنبه, ۱۸ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۵۴ ب.ظ

پشت کتاب جرج جرداق مسیحی چنین نوشته است :
O'Ali,
If I say you're superior to Jesus Christ, my religion
cannot accept it!
If I say he's superior to you, my conscience won't
accept it!
I don't say you're God!

...So, tell us yourself, o'Ali:
Who are you !?
 ﺍﻯ ﻋﻠﻰ !
ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺗﻮ ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺢ ﺑﺎﻻﺗﺮﻯ ،
ﺩﻳﻨﻢ ﻧﻤﻰ ﭘﺬﻳﺮﺩ . !
ﺍﮔﺮ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺍﻭ ﺍﺯ ﺗﻮ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﺍﺳﺖ ،
ﻭﺟﺪﺍﻧﻢ ﻧﻤﻰ ﭘﺬﻳﺮﺩ . !
ﻧﻤﻰ ﮔﻮﻳﻢ ﺗﻮ ﺧﺪﺍ ﻫﺴﺘﻰ ... !

ﭘﺲ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﮕﻮ ﺑﻪ ﻣﺎ ﺍﻯ ﻋﻠﻰ :
ﺗﻮ کیستی ؟!

💙عید ولایت امیرالمومنین مبارکباد💙

photo:kashan/

| ســلام..عیدتون مبارک:) همونطور که شاهد هستین لباس جدیدی برای گل نگار پوشیدم:) گفتم عید فرصت خوبی برایی تغییر اینجاست.حتی آوتاوور هم عوض کردم:)

|| تصویر یه خرده آرشیوی هست..اردیبهشت 96 قمصر کاشان [بوی گل ]

||| خرمشهر را خدا آزاد کرد! پسرعمو جان بعد از کلی عملیات چریکی  وخسارات وارده منزل ما را ترک وبه شهر خود سفر کرد:/

|||| دیشب به همراه عمو فیلم کانجورینگ رو دیدیم...

جالبه من تازگیا وسط فیلم ترسناک خوابم میگیره.حتی تو خوابگاه بعد کلی آماده سازی جهت دیدن فیلم واین که خودم معرف وآرودنده :| فیلم بودم..وسط فیلم خوابیدم..!

در مورد آنابل هم همینطور:| دوستان: مثبت 30 اگر فیلم ترسناک هست معرفی کنید! دگه خیلی داغونه وسط فیلم ترسناک خوابم ببره:/

||||| لبتون خندون🌸

  • گُل نِگار

چـای..

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۳۹ ب.ظ

و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبی ست....

پذیرای متن و بیت و شعری از جانب شما در مضمون چای هستیم:)

tea time:)

 /Lavij /Amul/cousin

  • گُل نِگار

مـه آلود است! با مه شکن وارد شوید:)

جمعه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۶، ۰۲:۲۰ ب.ظ

PHOTO:GOLNEGAR/NAMAK AB ROD/:D

از دلخوشی های شمال وکلا هر طبیعتی برای من ،دیدن مه است:)

حتی توی تصورات عاشقانه با یار بارون رو در رتبه دوم قراردادم:) این تصویر در قسمت بالابالای آسمان است :) بعد از پیاده شدن از تله کابین!

آن دخترک مشکی پوش[طرفدار رضا صادقی هم نیست!:/] دختردایی جان است!

که مشغول عکس برداری آن هم با دوربین عقب است!

پدیده ای که سخت اتفاق می افتد! زیرا دائما با برنامه B612 مشغول سلفی گرفتنه!!!!!

و اصلا طبیعت هم تو سلفی ها در نظر نمیگیره و فقط رخ خود ! با اداهای متفاوت!

خب بذارین یکم خلاصه از سفر بگم براتون :) [بعدتر وقت که بازتر بود ریزتر خواهم گفت]*واج آرایی تر تر تر*

+یک شب بعد عروسی در کرج! آماده شدن برای سفری که همه بعد سال ها پیش بینی میکردیم از شدت خوش گذشتن غرق خواهیم شد:)

+صبح شنبه:جاده چالوس ، ما منتظر رسیدن اقوام!

+وسط صبح:صرف صبحانه کنار رودخانه و از سرما برخود لرزیدن![خودآزاری های دلچسب :))]

+ جادهـ جادهــ وزیبایی:)

+پروژه انتخاب واحد!:( وسط جنگل که حتی سرویس موجود نبود!و پدر جان کلی راه رو بخاطر من برگشتند بریم جایی وتو اون موقعیت انتخاب واحد کنیم!!

و هی اون وسط نت میپرید! بعد کلی دنگ و فنگ و بدبختی! که تاشب هم ادامه داشت!

فهمیدیم که ما بچه های خوابگاهی و رفیق فابریک خودم کلا انتخاب هامون از هم خیلی دوره! [ انتخاب واحد ِ ما که خیلی ناشیگرانه بود به امید حذف و اضافه]

+نهار املت بزن دلچسب:)[ من نمیدونم دقیقا از چ زمانی انقدر عاشق املت شدم!:0 تو خوابگاه هم فقط یبار دانشجویی زندگی کردیم واملت زدیم:)]

+ خواندن آهنگ دسته جمعی و....! چیک چیک عکس از مدل جدید من! دختردایی مادر جان :)

+بقیه هم بماند بعد:)

[اون شکستی که گفتم و خیلی ها گفتین تجربه بود ! تجربه ها وشکست های این سفر خیلی با هم فرق داشت! و تجربه از نظر کمیت به شکست غلبه داشت! اما اون شکست! پروژه ای بود[خانوادگی] که من از ادریبهشت ماه برایش برنامه ریزی کرده بودم و تابستون خیلی نرم و تدریجی شروع شده بود! ولی نتیجه اش در این سفر تا حدی معلوم شد! و من تو این فرایند شکست خوردم! اون هم تو بدموقعیتی توی سفر! بعد سفر یک شب [دوشب قبل]دل رو زدم به دریا وبا کلی اشک وبغض دم کرده چند ساله حرف ها رو به پدرم زدم !! و به امید روزهای بهتر میجنگم:)]

-----------------------

یه مهمون دانشجو ده روزِ داریم:) از جنس پسرخاله! خوابگاهش در دست تعمیر است!

فردا قراره برم برای مصاحبه کاری:0 و انشالله اگه لایق باشم تشییع شهید حججی

+خیلی حرف زدما:)بازم منتظر باشید...

  • گُل نِگار