گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

۲ مطلب با موضوع «مَنوقُل» ثبت شده است

+مورد مورد..شیرین شیرین

حدود ِ نیم ساعت ِ پیش، یه مکالمه ی مادر و دختری شیرین و دلچسب تو آشپزخونه...من رو از حالت پیتر ون هوتن نجات داد :)

+ عروس و دومادهایی که هفته پیش عروسیشون بود ، امشب اینجان ^-^

+دسته جمعی نشستیم فیلم عروسی رو دیدیم..._یعنی اون فیلم و عکس هایی که من گرفتم_ و انقدر با پسرعمه جان و همسرشان گفتیم و خندیدیم که نگو!

+پدربزرگ هم با عینک ِ آفتابی وجوب الچشم (اووپس)،_بخاطر عمل _  وارد جمعمون شد و هر ازگاهی حرف های بزرگانه  بانمکی میزد..که ما چهارتا دست بر دهان ،بله بله تایید میکردیم..:))

+بین حرف هایی که با مامان بود اون قسمتی که من گزیده کتاب هایی که خوندم و دوست داشتم بلند بلند گفتم و یسری کتاب و شخصیت ها رو معرفی کردم خیلی چسبید..!^_^

+دیشب هم به دعوت ِ من ، پدر و دختری رفتیم پیتزا گرفتیم برای اهل خانه...:) (خب خیلی مسخره است اگه بگم من از همه بیشتر نوش جان کردم :/)

_ مخلصتون برم...برم پیش عروس و دومااادمون..:)

۲۵ تیر ۹۶ ، ۲۰:۵۳ ۱۲ نظر
گُل نِگار

+ سلفی ننداخته حواس پرت

آدم چقدر میتونه حواس پرت باشه!

دوساعت تو گرمای تابستون ، بالاجبار ، با کلی سیخ و گیره ،بره زیر اون کلاه سشواری داغان،

موهاش هم  هی حالت نگیره ،

هی درجه اش بالاتر بره! گوش و گوشواره اش  و فرق سرش داااغ کنه!،

بخاطر دیر حالت گرفتن یه ساعت دیر به مراسم برسه! 

و ...و...یدونه عکس سلفی یا اصلا عاقا غیر سلفی واسه دلخوشی اول بار موفرفری بودنش نگیره!!

 

(قضیه مربوط به هفته پیش ِ، یهویی یادم افتاد دوباره اعصابم خرد شدD; ;/)

-------------------------------------------------------------------------------------

+ خُب آدمه دیگه، یه روزهایی هم اعصاب نداره:/

+ به همراه مـَهی (قُلم را میگویم) برنامه ای ریختم بسیار همه جور پسند..! میام توضیح میدم خدمتتون ^_^

+مخلصتون برم...!

.

.

۲۴ تیر ۹۶ ، ۱۹:۴۵ ۹ نظر
گُل نِگار