مثل پیتر وَن هوتِـــن ، که نامه های دریافتی رو باز نمی کرد

 ولو شده بود روی مبل و یه آهنگ نخراشیده جیغ دار گوش میداد

  درهمون حال بقیه رو وادار به گوش دادن میکرد! وقتی باهاش حرف میزدی نبود اصلا :/

شدم..والسلام....

تبدیلات:

پیتر ون هوتن شدم : نه از جهت نویسندگی و محبوبیت فرضی که داشت !.از جهت بی حوصلگی

نامه های دریافتی: پی ام بـــوق ناله ها و دلتنگی های حرفی - _ -

آهنگ نخراشیده: با صدای یه خواننده که نمیگم

بقیه: مَهی که از ازل گیر من افتاده

وقتی حرف میزد ، نبود: تبدیلی نداره :/

نهایتا:

اگر خطای ستارگان ِ بخت ِ ما رو نخوندید! میتونید به جهت وقتی که ازتون گرفتم! پوزش میطلبم:)