گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

+مُشتی نوشته..! به زبان گُل نِگار..!به تایید ناخواسته کیبورد..
به ترنم زیبای گُل ها..!
وصدای نَفَس فرشتگان..!
زیر بآران بی حساب عشِق!
.
.
+قضاوت ممنون:)

پیوندهای روزانه

+ث ا ب ِ تــــــ

سه شنبه, ۱۸ خرداد ۱۳۹۵، ۰۶:۵۲ ب.ظ
  • گُل نِگار

بهار ِ کوچک ِ گلبرگ🌸

يكشنبه, ۱۵ مرداد ۱۳۹۶، ۰۷:۵۳ ب.ظ

使える * のデコメ絵文字هَمه ی بَرگ و بَهار در سرانگشتان توست...

PHOTO:GOLNEGAR|


{: من گفته بودم هفت زوج ِ خوشبخت فامیل و آشنا امسال تابستون عروسی دارن؟فردا هم قراره بریم شهرستان .بدجوردلم تنگ شده برای فامیلا:)

{{: عرض تبریک و خسته نباشید مجدد به کنکوری هامون:) ان شالله همه راضی راضی...یادمون نره ابزار سنجش و موفقیت ما اعداد نیستن:) بارم یادمون نره درهرحالتی باید خودمون رو دوست داشته باشیم !

{{{: راجع به خانم موگرینی و مجلسی ها انصافا نمیدونم چی بگم!! ولی این بود جواب ِ رای مردم!!؟:0 اوووف اعصاب داغان شد اصن وقتی دیدم! داعش اون سری مجلس اومدی ولی اشتباه زدی داداش:)))

  • گُل نِگار

قَلیه املتی :-0 [هنرمندی ها]

جمعه, ۱۳ مرداد ۱۳۹۶، ۰۸:۱۰ ب.ظ

یه وقت هایی میزند سرش که حوصله دار غذا درست کند.اپلیکشین تلفن همراه را بازمیکند و به دنبال خفن ترین غذا میگردد تا هنرش را به رخ بکشد!

بعد ساعت ها! در آشپرخانه با کلی بند و بساط ! میماند و نهایتا :

قلیه ماهی را جلوی خانواده میگذارد!

و پدر قهرمان همیشه وقتی با ذوق ازش میپرسی که چطوری شده و فلان و اینا!

در حالی که با غذایش بازی میکند! به گفتن : خوبه ! اکتفا کرده و رو به مامان میگوید حالا نمیشد همون املت درست کنی برامون!!

من :

  • گُل نِگار

گربه های موشی :/

پنجشنبه, ۱۲ مرداد ۱۳۹۶، ۰۹:۱۵ ب.ظ

نزدیکترین فاصله من به این موجود عزیز:/ مربوط ِ به همین تصویرِ!

نزدیکترین فاصله که بدون استرس دقیق نگاهش کردم تا شاید یه ذره بتونم از ترسم نسبت بهش کم کنم ولی نشد! وحتی از اونجایی که دل به دل راه داشت!

زحمت کشیدن و تشریف بردن..همونطور که در تصویر میبنید:/

واقعا خنده داره که بگم از هر حیوانی میترسم و ایشون  در لیست رتبه اول رو کسب کرده( شیر و پلنگ و اینا رو که نمیبنیم !)

یچیز ترسناک تر از همه ی اینها ! این قانون هست که میگه: از هرچی بترسی سرت میاد!

یا قانون دیگری (ضرب المثل نمیشد بگم ینی ؟) که میگه: مار از پونه بدش میاد در خونه اش سبز میشه..! و قانون های که قرابت دارند.:/

مثلا همین چند روز پیش که رفته بودم بیرون.گربه ی محترم درست بغل پایم سبز شد و من در تناقض با اینکه عین خیالم نیست

راهمو کج کردم !بسی بسی ضایع!

حالا از گربه بگذریم میرسیم به موش جان!

که یکبار در شهر قم ، در خیابان (نام نمیبرم که نترسید:)) همین جوری که داشتم میرفتم سمت ِ ایستگاه اتوبوس یک موش به چه هیبتی ! در هیبت یه گربه انصافا:/ از جوی آب بیرون اومد

و اَد اومد از زیر پای من رد شد!

یعنی درست حجم و شکلش را زیر پایم حس کردم!

چشمتون روز بد نبینه! همینجوری پریدم بالا و جیغ جیغ!

از شانس ما هم  طلبه به تعداد کثیــــر پشت سرم بودند:/

بعد آنقدر فشارم پایین امده بود و دستم میلرزید که بچه ها هراسون و البته با خنده [نامردها:/] آب رسوندن و بادم میزدن!

تا وقتی برسیم خوابگاه! بلند بلند به اون موش لعنتی فحش میدادم!!

فقط اونجا بود که یُخوده از گربه ها خوشم اومد ولی گربه ها هم پیش این موش های غول ، موشن!

.

.

خلاصه بگین ببینم عایا کسی هست همچون من باشد!؟ دستش بالا黄色 yellowcollar のデコメ絵文字

  • گُل نِگار

هنرِ فندقی

چهارشنبه, ۱۱ مرداد ۱۳۹۶، ۱۱:۵۶ ب.ظ

در باب ِ همان پست از هنرمندی های فندقی!

ببخشید پشتش به شماست:)

مشغول شده خانم هنرمند..!البته خب هنر هم ذاتا از خواهر دومی که من باشم به ارث برده !هیچ هم اعتماد ِ به سقف رفته ای نیست!! :/

پ.ن: اینکه کاری به کارش ندارم و به جای اینکه مانع بشم دارم ازش عکس میگیرم ربطِ خاصی به ذوق جناب ِ پدر نداره :/گفتم که بد برداشت نکنید:))

جدا از شوخی دیوار ها رو میشه رنگ کرد ! ولی اگه بزنیم تو ذوق فندقمون و اونم بزنه زیر گریه ! دیگه کی میخواد جوابگو باشع:/

  • گُل نِگار

پرنده ِ رهــا..( نگارنده دلش تنگ است):

سه شنبه, ۱۰ مرداد ۱۳۹۶، ۰۱:۰۵ ق.ظ

ひよこ * のデコメ絵文字  مشغول دنیای خودش بود! نزدیک تر که رفتم سریع خودش رو قایم کرد لابه لای شاخه ها! غافل از اینکه چه صحنه ای ساخته واسه عکس و از لنز دوربین من جا نمیونه!

همین قدر ساده ، دوست داشتنی و دست نیافتی 宝石箱☆〟 のデコメ絵文字


× سلام به رفقای تکِ بلاگستان :) نمیدونید چقدر دلم برای خودتون و نوشته های پرحس اتون تنگ شده بود.

وقتی پنل رو چک کردم و ستاره های روشن اتون رو دیدم ! خوشحال و شادمان منتظر فرصت مناسب برای خوندنشونم.[خیلی ها رو هم خاموش خوندم:)]

این وسط رفتن  الیــوت ناراحت کننده بود:( ما که منتظر هستیم برگردین :) نفر دوم مسابقه نمک شو هم که شدین :) تبریک

×  روزهای خوبی رو پشت سر گذاشتم و سرفرصت میگم براتون خوبای نازنین^-^

× مخلصتون برم و تمام :)

×لوکیشن عکس: ترمینال مسافربری .گل نگار منتظر عمویش رو صندلی دوربین و کتاب به دست ، نشسته بود تا این پرنده کوچک حواسش را پرت خودش کرد:)

  • گُل نِگار