گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

رونوشت روزها راروی هم سنجاق کــردم..!

گُــل نــِگـــآر

+مُشتی نوشته..! به زبان گُل نِگار..!به تایید ناخواسته کیبورد..
به ترنم زیبای گُل ها..!
وصدای نَفَس فرشتگان..!
زیر بآران بی حساب عشِق!
.
.
+قضاوت ممنون:)

آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۹/۲۴
    New
پیوندهای روزانه

چـای..

چهارشنبه, ۱۵ شهریور ۱۳۹۶، ۰۷:۳۹ ب.ظ

و چای دغدغه ی عاشقانه ی خوبی ست....

پذیرای متن و بیت و شعری از جانب شما در مضمون چای هستیم:)

tea time:)

 /Lavij /Amul/cousin

  • ۹۶/۰۶/۱۵
  • گُل نِگار

نظرات  (۲۰)

  • امیررضا باقری
  • صبحم را با چای شیرین آغاز می کنم تا لحظاتم شیرین شود.

    وقتی می نگرم به تو ای چای
    روحم حس تلخی زندگی را
    احساس می کند
    اما هرگز هیچ حزنی مرا در سودای
    رنگ افکار سنگینت
    غرق نخواهد کرد

    و اما شبم را
    با تلخی ات به اتمام خواهم رساند
    و شاید هم تو طعم حزن انگیز
    یک مرگ پایدار را بدهی
    و هر شب اینگونه با شیرینی و تلخی ات
    که همان طعم زندگیست
    چشمانم مست تصویر دلنگیز قهوه ای رنگت
    می شود
    می شود
    . آیا می شود که در تلخیت
    با قدرتی شفابخش تمام کابوس های
    این زندگی را
    را آنچنان با طعمی غرقه در افکار رقیقم از
    جنس جریان تو
    رویایی کنم؟
    پاسخ:
    خیلی دلنشین و روح انگیز بود ..ممنون آقای باقری:)
  • امیررضا باقری
  • خوشحال میشیم اگه از وبلاگ ما هم بازدید کنید و نظرتون رو ارسال بفرمایید.
    پاسخ:
    بله حتما :)
  • امیررضا باقری
  • فراموش نکنیم که شکر نمی تواند چای را شیرین کند و حرکت قاشق چای خوری است که باعث شیرینی چای می شود،

    ‹‹زندگی با عمل معنا پیدا می کند.››
    پاسخ:
    چه مثال ملموسی:)
    کاملا درست
    دل من چای، نباتی که در آن حل شده ای
    بَم تنم، دل من و عشقت به سرم آوار است

    بیتی قدیمی از خودم:)
    پاسخ:
    بـــه بــه!
    واقعا به به:)
  • آقای سر به هوا(o_0)
  • اون منظره...
    پاسخ:
    :) زیباست!
    چه چایی !!و چه طبیعتی !!واقعا می چسبه!!!!!

    شاد باشید!
    پاسخ:
    سلامت باشید:)
    +واقعا جسبید.جاتون خالی
    ^^
    منظره رو!!!
    چای سیاه نمیخورم راستش ترجیحا کاپوچینو یا حداقل چای سبز D:
    پاسخ:
    :)
    خیلی هم عالی..
    کاپوچینو رو پایه هستم ! بدجووووور
    ولی چای سبز قراره به زودی رفیق بشم باهاش:)
    چاییا،بانوشیدنت جان گرفتم
    دوباره برزدم،حالی گرفتم
    دیووونه چایی نیستم...
    پاسخ:
    چاییا!:)
    خوبه خوبه:)
    منم دیوانه نبودم ولی امان از رفیق های ناب ِ خوابگاه:)
    یه شعر بود نمیدونم از کی
    زیادم یادم نیس چی بود ولی یه تیکه میگفت
    زندگی جیره مختصری است مثل یک استکان چای
    ادامشم نمیدونم |:
    پاسخ:
    وااای خیلی خوب بود D;

    پایان ِ بازه..! اکشال نداره:)
    کلا شعر نمیگفتم بهتر بود |:
    پاسخ:
    همین که کلمه چای رو داشت کافی بود عاقا!
    تازه به همون مختصری اصل مطلب رو رسوند..
    زندگی یعنی چاااای چاااایی:) و تمام [من یک معتاد ِ شش ماهه به چای بعد از آشنایی با هم اتاقی جدید هستم]
  • ماهی کوچولو
  • والا در وصف چای میشه مثنوی ها سرود از بس که عشقه این بزرگوار
    منتهی من خسته ام و شاعر نیستم :))
    پاسخ:
    بسیار بسیار عشق!
    از شاعران عزیز کپی پیست کن ماهی :)
    [:|]
    می‌فرماید که
    بنشین لحظه‌ای رو در روی من/چایم را با عطرت هم بزن!

    نظراتم که تایید نمیکنی!الان میام میبینم 16 نفر کامنت گذاشتن که 15 تاش همین بوده!
    پاسخ:
    ^_^
    پیش گویی ات کاملا درست بود :دی

    با این فضایی که تو عکس هست،به نظرم این شعر مناسبت داشته باشه :)

    ھﻤﻪ ﻣﯿﭙﺮﺳﻨﺪ
    ﭼﯿﺴﺖ در زﻣﺰﻣﻪ ﻣﺒﮫﻢ آب؟
    ﭼﯿﺴﺖ در ھﻤﮫﻤﻪ دﻟﮑﺶ ﺑﺮگ؟
    ﭼﯿﺴﺖ در ﺑﺎزی آن اﺑﺮ ﺳﭙﯿﺪ؟
    روی اﯾﻦ آﺑﯽ آرام ﺑﻠﻨﺪ
    ﮐﻪ ﺗﺮا ﻣﯽ ﺑﺮد اﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺑﻪ ژرﻓﺎی ﺧﯿﺎل
    ﭼﯿﺴﺖ در ﺧﻠﻮت ﺧﺎﻣﻮش ﮐﺒﻮﺗﺮھﺎ؟
    ﭼﯿﺴﺖ در ﮐﻮﺷﺶ ﺑﯽ ﺣﺎﺻﻞ ﻣﻮج؟
    ﭼﯿﺴﺖ در ﺧﻨﺪه ﺟﺎم؟
    ﮐﻪ ﺗﻮ ﭼﻨﺪﯾﻦ ﺳﺎﻋﺖ
    ﻣﺎت و ﻣﺒﮫﻮت ﺑﻪ آن ﻣﯽ ﻧﮕﺮی
    ﻧﻪ ﺑﻪ اﺑﺮ
    ﻧﻪ ﺑﻪ آب
    ﻧﻪ ﺑﻪ ﺑﺮگ
    نه ﺑﻪ اﯾﻦ آﺑﯽِ آرامِ ﺑﻠﻨﺪ
    ﻧﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺧﻠﻮتِ ﺧﺎﻣﻮشِ ﮐﺒﻮﺗﺮھﺎ
    ﻧﻪ ﺑﻪ اﯾﻦ آﺗﺶ ﺳﻮزﻧﺪه ﮐﻪ ﻟﻐﺰﯾﺪه ﺑﻪ ﺟﺎم
    ﻣﻦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻤﯽ اﻧﺪﯾﺸﻢ...
    ﻣﻦ ﻣﻨﺎﺟﺎت درﺧﺘﺎن را ھﻨﮕﺎم ﺳﺤﺮ،
    رﻗﺺ ﻋﻄﺮ ﮔﻞ ﯾﺦ را ﺑﺎ ﺑﺎد،
    ﻧﻔﺲ ﭘﺎک ﺷﻘﺎﯾﻖ را در ﺳﯿﻨﻪ ﮐﻮه،
    ﺻﺤﺒﺖ ﭼﻠﭽﻠﻪ ھﺎ را ﺑﺎ ﺻﺒﺢ،
    ﺑﻐﺾ ﭘﺎﯾﻨﺪه ھﺴﺘﯽ را در ﮔﻨﺪم زار،
    ﮔﺮدش رﻧﮓ و ﻃﺮاوت را در ﮔﻮﻧﻪ ﮔﻞ،
    ھﻤﻪ را ﻣﯿﺸﻨﻮم...
    ﻣﯽﺑﯿﻨﻢ...
    ﻣﻦ ﺑﻪ اﯾﻦ ﺟﻤﻠﻪ ﻧﻤﯽاﻧﺪﯾﺸﻢ
    ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ اﻧﺪﯾﺸﻢ!
    ای ﺳﺮاﭘﺎ ھﻤﻪ ﺧﻮﺑﯽ،
    ﺗﮏ و ﺗﻨﮫﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﯽ اﻧﺪﯾﺸﻢ...
    #فریدون‌جانِ مشیری :)
    پاسخ:
    میدونی چند بار خوندمش^-^
    مرسی عشقم...
    سپاس فریدون مشیری:) جان
    چایی رو ول کن. اینجا کجاست؟ چه خوشگله
    پاسخ:
    :)
    جنگل لاویج ،آمل:)
    چایی داغه،دایی چاقه:))
    پاسخ:
    عاقا مخلصتون برم اصلا:)))
  • دُچــــ ــــار
  • من مردم وقتی فقط در لیوان خودت چای می ریزی :)
    پاسخ:
    آخــی:)
    ممنون از حضورتون:)
    چای در این جنگل سرسبز عجب می چسبد!!!
    پاسخ:
    فی البداهه:)
    به به ;)
  • سایت تفریحی چفچفک
  • خوب شبم هم چای بزن تلخ نشی
    پاسخ:
    0-0

  • 🍁 غزاله زند
  • به‌به 😊💟
    پاسخ:
    💟:)
    چو چای نباشد تن من مباد :)

    + چه چایی پررنگی!
    پاسخ:
    :))دقیقا
    +آره خیلی غلیظ بود:|

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.